کتابخانه عمومی شیخ عاملی شال

با کتاب خوب هم میشه پرواز کرد ................ مهمان ما باشید یک فنجان کتاب

کتابخانه عمومی شیخ عاملی شال

با کتاب خوب هم میشه پرواز کرد ................ مهمان ما باشید یک فنجان کتاب

کتابخانه عمومی شیخ عاملی شال

کتابخانه عمومی شال در سال 76 تاسیس شده و دارای بخش های متنوعی هست، شامل:
منابع کتابی در همه زمینه ها برای بزرگسالان- بخش های نوجوان، کودک، دیداری شنیداری، مرجع، کمک درسی، نشریات، نمازخانه و سالن‌های مطالعه

ساعات خدمات رسانی کتابخانه: 7:30 صبح تا 19 عصر

آدرس: بویین زهرا- شال- بلوار امام خمینی(ره)- روبروی مسجد جامع- کوچه شهید احمد سلیمانی
شماره تلفن: 2544 3441 028
ایمیل: shal.lib@chmail.ir
کانال سروش: sapp.ir/shalbook

۱۷ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است



کتاب حاضر، بیان بایسته های حجاب و عفاف بانوان در قالب داستان هایی کوتاه است. در این نوشتار سعی شده است ضرورت حفظ حجاب و احکام شرعی آن و نیز آثار و برکات فردی و اجتماعی آن در قالب داستان بیان شده و وضعیت حجاب و عفاف بانوان ایرانی در عصر کنونی به تصویر کشیده شده و مشکلات زنان عفیف در این زمینه منعکس گردد. نویسنده در همین زمینه به بیان دیدگاه دانشجویان در مورد حجاب پرداخته و استدلال های آنان در این زمینه را اعم از مثبت و منفی منعکس نموده است. وی از زبان اساتید دانشگاه، دانشجویان دختر و پسر و نیز برخی از افراد معمولی جامعه به تبیین ارزش های اسلامی مربوط به حجاب و عفاف پرداخته و آفات بدحجابی و بی حجابی و نیز آثار مثبت حجاب را به صورت عملی و ملموس، بیان کرده است.


در واقع این کتاب شاملِ خاطره‌ی یک دانشجو از یک کلاس درسی و یک جلسه کرسی آزاد اندیشی درمورد حجاب در دانشگاه است.

در جریان این خاطره، سوالات کاملا ریز، چالش‌زا و بدون هیچ سانسوری درباره‌ی حجاب و فلسفه و فواید آن مطرح می‌شود؛ و پاسخ‌های بسیار جامع، منطقی و مستند به شبهاتِ وارد شده داده می‌شود.


ابتدای این بحث، از سوالِ یکی از دانشجویان درباره‌ی رفتارِ گشت‌ارشاد با افراد بدحجاب شروع می‌شود و در نهایت با چادری شدن یکی از شخصیت‌ها در پایان کتاب تمام می‌شود. از این‌رو‌ نویسنده اسم کتاب را بسیار خلاقانه «از گشت ارشاد تا چادر المیرا» انتخاب کرده است.


🔹گروه پیشنهادی برای مطالعه: تمام کسانی که درمورد حجاب سوالی در ذهن دارند.


از گشت ارشاد تا چادر المیرا ( چون و چراهای حجاب)

ابوالفضل اقبالی

دفتر نشر معارف

94 صفحه


پاوق معرفی کتاب



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۷ ، ۱۵:۲۶
کتابدار ..

کتابی که رهبر انقلاب توصیه کرده اند خانم ها بخوانند



این اثر بخشی از مجموعه خاطرات نویسنده از دوران دانشجوییش در کشور فرانسه به عنوان یک مسلمان ایرانی است.

این کتاب شامل خاطراتی است که ابتدا در وبلاگی به همین نام «سفیر» توسط نویسنده نوشته شده و سپس به مرور بر آن خاطرات افزوده شده است


نویسنده می گوید: آن زمانی که من شروع به مکتوب کردن این خاطرات کردم تعدادی از دانشجویان را می دیدم که همان اتفاقاتی که برای من پیش آمده برای بعضی از این ها نیز افتاده بود. اینها در برخورد با این اتفاقات واکنش های خوبی بروز نداده بودند. زیرا در آنجا با پوشش و حجاب خانم ها برخورد خوبی ندارند از این رو تصمیم گرفتم خاطراتم را که بخشی از آن مربوط به برخورد با این گونه رفتارها بود را مکتوب کنم تا از این طریق آموزشی نیز داده باشم.


بخشی از کتاب:

و من شدم «ایران»! من باید پاسخگوی همه نقاط قوت و ضعف ایران می بودم. انگار من مسئول همه شرایط و وقایع بودم . چاره ای نبود و البته از این ناچاری ناراضی هم نبودم. من ناخواسته واسطه انتقال بخشی از اطلاعات شده بودم و این فرصتی بود تا آن طور که باید و شاید وظیفه ام را انجام دهم. تصمیم گرفته شده بود! من سفیر ایران بودم و حافظ منافع کشورم و مردمش.


خاطرات سفیر

نیلوفر شادمهری

انتشارات سوره مهر

224 صفحه


پاتوق کتاب فردا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۷ ، ۱۵:۱۳
کتابدار ..

خداوند لبخند زد و دختر آفریده شد










۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۷ ، ۱۵:۰۰
کتابدار ..

اولین کتاب خاطرات «شهید محسن حججی» 

به مناسبت سالروز تولدش (21 تیر )



حلال مشکلات🌼


در زندگی اش هرگاه با مشکل مواجه می‌شد با #کتاب آن مشکل را بر طرف می‌کرد. یکی از تأسفاتی که همیشه می خورد ، این بود که می گفت من از سال ۸۵ که وارد مؤسسه شهید کاظمی شدم دنیای جدیدی به روی من باز شد و پشیمان هستم که چرا از بچگی کتابخوان نبودم!


به نقل از : حمید خلیلی



کتاب «آرام بی سر» مجموعه خاطرات، زندگی نامه و وصیت نامه «شهید محسن حججی» است که توسط علی ملک پور از نویسندگان استان فارس به نگارش درآمده است.


ملک پور با مراجعه به زادگاه شهید حججی شهر #نجف_آباد و مصاحبه با پدر مادر، بستگان و همرزمان شهید، کتاب «آرام بی سر» را به نگارش در آورد.


کتاب یادشده در ۶ فروردین با حضور دکتر ربیعی وزیر کار، دکتر جعفرپور رئیس کمسیون فرهنگی مجلس و مسئولین محلی در یادمان شهدای لارستان رونمایی و در اختیار مشتاقان قرار گرفته است.


saap.ir/@book_room

saap.ir/@hojaji


بخشی از مصاحبه با نویسنده کتاب در ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۷ ، ۱۱:۴۷
کتابدار ..

رَنده عبدالفتاح در استرالیا و از والدینی که یکی شان فلسطینی و دیگری مصری است، به دنیا آمده است. او حالا با شوهر و دو فرزندش در سیدنی زندگی می کند و به وکالت مشغول است.
محتوای این رمان مربوط به کنش و واکنش های جامعه نسبت به تصمیم یک دختر مسلمان است. کتاب بهم میاد؟! داستان زندگی دختر مسلمان استرالیایی است که تصمیم می گیرد برای همیشه یک مسلمان محجبه شود و با واکنش های متفاوتی از طرف اطرافیان مواجه می شود لذا واکنش افراد مختلف به طرز زیبایی در این کتاب نسبت به حجاب به تصویر کشیده شده است.این کتاب اکنون یکی از کتب پرفروش آمریکا محسوب میشود.




بهم میاد؟

رنده عبدالفتاح

ترجمه محسن بدره

انتشارات آرما

360 صفحه


پاتوق معرفی کتاب

معرفی مبسوط در ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۷ ، ۱۰:۰۶
کتابدار ..

ترگل کتابی است تمام‌رنگی که با ادبیاتی روان و امروزی، بیست دلیل عقلی و روانشناسی برای حجاب بیان می‌کند، این کتاب به مقدمه حضرت آیت‌الله سید ابوالحسن مهدوی مزین و به قلم آقای عماد داوری دولت‌آبادی نگاشته شده است. یکی از ویژگی‌های مهم این کتاب علاوه بر قلم روان، تصویری و تمام‌رنگی بودن آن است که جذابیتی دوچندان به متن بخشیده است.
در ابتدای کتاب می‌خوانیم که :
من یک دخترم! زیبا و جذاب! احساسی در من نهفته است به نام دلربایی، انگار باید اوقاتی از روزم را دلربایی کنم.
من زیبا هستم، می‌خواهم عالم و آدم زیباییم را ببینند، می‌خواهم با دیدنم انگشت‌به‌دهان شوند! من اصلاً کاری به دین ندارم، من عقل دارم، چرا باید خودم را با یک چادر مشکی بپوشانم؟

– ترگل سعی کرده است به این پرسش، بیست پاسخ عقلی و روانشناسانه بدهد. این کتاب در دو نسخه رقعی (مصور) و پالتویی (دورنگ) منتشر شده است. همچنین در انتهای کتاب ، مسابقه و پرسش نامه تستی قرار گرفته است.



ترگل

عماد داوری دولت آبادی

انتشارات اعتلای وطن

120 صفحه


صبوح


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۷ ، ۰۹:۴۶
کتابدار ..


گوشه ای از حرای حجره ی خویش
نیمه شب ها،خدا خدا می کرد


طبق رسمی که ارث مادر بود
مردم شهر را دعا می کرد


*هر ملک در دل آرزویش بود 
بشنود سوز ربنایش را


آرزو داشت لحظه ای بوسد
مهر و تسبیح کربلایش را*


هر زمان دل شکسته تر می شد
«فاطمه اشفعی لنا» می خواند


زیر لب با صدای بغض آلود
روضه ی تلخ کوچه را می خواند
*
عاقبت در یکی از آن شب ها
دل او را به درد آوردند


بی نمازان شهر پیغمبر
سرسجاده دوره اش کردند
*
پیرمرد قبیله ی ما را
در دل شب،کشان کشان بردند


با طنابی که دور دستش بود
پشت مرکب،کشان کشان بردند
*
ناجوانمردهای بی انصاف
سن و سالی گذشته از آقا !؟


می شود لااقل نگهدارید
حرمت گیسوی سپیدش را
*
پابرهنه،بدون عمامه
روح اسلام را کجا بردید؟


سالخورده ترین امامم را
بی عبا و عصا کجا بردید؟
*
نکشیدش،مگر نمی بینید!؟
زانویش ناتوان و خسته شده


چقدر گریه کرده او نکند؟
حرمت مادرش شکسته شده
*
ای سواره،نفس نفس زدنش
علت روشن کهن سالی است


بسکه آقای ما زمین خورده!؟
در نگاه تو برق خوشحالی است
*
جگرم تیر می کشد آقا
چه بلاهایی آمده به سرت!


تو فقط خیزران نخورده ای و
شمر و خُولی نبوده دور و برت
*
به خدا خاک بر دهانم باد
شعر آقا کجا و شمر کجا!؟


حرف خُولی چرا وسط آمد؟
سرتان را کسی نبرد آقا؟
*
به گمانم شما دلت می خواست
شعر را سمت کربلا ببری


دل آشفته ی محبان را
با خودت پای نیزه ها ببری
*
شک ندارم شما دلت می خواست
بیت ها را پر از سپیده کنی


گریه هایت اگر امان بدهد
یادی از حنجر بریده کنی


شعر از وحید قاسمی



باشگاه خبرنگاران جوان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۷ ، ۱۸:۵۰
کتابدار ..

درود خدا بر او باد که محضری سخت دلپذیر داشت.هرگاه که با او همنشین می شدیم هرچند دمی کوتاه دلشاد می‌شدیم.و نکته ای نیز از معلومات بی پایانش می‌آموختیم. وجودش برای یاران چون چراغی بود در دل شب که هم در راه صحرای تاریک از چاه باز می نمایاند و هم ترس را از دل می برد.هرگاه به خانه اش می رفتم از جای برمی خاست و با دستان خود نازبالشی در پشتم می‌نهاد... 



کتاب" پیراهن بلند ماه" تالیف شهرام شفیعی از مجموعه کتابهای چهارده آفتاب انتشارات مدرسه است. مجموعه چهارده آفتاب نگاهی زیبا به زندگانی ائمه (ع) دارد . برای نوجوان و نوسوادان کتب بسیار خوبی است. پیراهن بلند ماه کتاب 100 صفحه ایست که بیانگر گوشه هایی از زندگی امام جعفرصادق(ع) می باشد. بصورت داستانهایی کوتاه با عناوین مختلف از دوران زندگی آن حضرت حکایت دارد.بسیار شیرین و آموزنده است.  

 برای فهم بهتر مطالب در انتهای صفحات معنی برخی لغات درج شده کاری است شایسته.

مولف حکایتهای زیبایی انتخاب نموده  برای مثال حکایت "تنور"  امتحان آن سه مرد خراسانی بسیار جالب استف حکایت حال خود در مقابل امام زمان (عج)... 


کتاب در چهار بخش  : 1- زندگینامه 2-  سال شمار زندگی 3-  چهل سخن 4-  منابع تالیف شده 
بخش زندگینامه از زبان راویانی است که دردوران حیاتشان وجود مبارک آن حضرت را درک کرده اند حال در کنار ایشان یا در برابرشان .
روایت ها به گونه ای  انتخاب شده که تمام دوران زندگی از کودکی تا شهادت را به زیبایی توصیف می کند حتی از زبان دشمنان ایشان.


احادیثی از بخش چهل سخن :
آن کس که عملش با سخنانش موافق باشد، رستگار است.
شفاعت ما ائمه شامل کسی که نماز را سبک بشمارد نمی شود.
آرامش در سه چیز است همسر موافق، فرزند نیکو و دوست یکرنگ
سه چیز انسان را از دستیابی به موفقیتها باز می دارد: کوتاهی همت ، کمی آزرم و سستی رای
برآورد کردن نیاز یک مومن بهتر از بیست حج است.


حکایت با پای برهنه در ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۷ ، ۱۷:۳۸
کتابدار ..

آبنبات هل‌دار یک رمان کمدی_اجتماعی در دوران جنگ عراق و ایران است، که کیلومترها دورتر از خط مقدم، یعنی از بجنورد توسط یک پسربچه‌ی شر (واقعاً شر) روایت می‌شود.




این پسربچه که نامش «محسن» است، در اوج سادگیِ بچگانه‌اش، ماجراهای زندگی خودش را در قالب طنز تعریف می‌کند. ماجراهای او حول محور این افراد می‌چرخد:

1⃣ محمد: محسن یک برادر دارد به نام «محمد» که از هیچ نظر شباهتی با او ندارد. (البته غیر از شباهت چهره!) محمد دانشجو حقوق است. در ابتدای ماجرا ازدواج می‌کند و به جبهه می‌رود. فرزندش در نبود او به‌دنیا می‌آید. زمانی که همه انتظار دارند محمد برای دیدن زن و بچه‌اش به بجنورد برگردد، ناگهان مفقودالاثر می‌شود، و بعد از مدتی اسم او به عنوان اسیر ثبت می‌شود. در نهایت بعد از ماجرای پذیرش قطعنامه، اسرا نیز (که محمد هم عضو آن‌ها بوده) گروه گروه آزاد می‌شوند، البته با یک پا کمتر از سابق!

2⃣ ملیحه: محسن یک خواهر بزرگ‌تر از خودش، به اسم «ملیحه» دارد، که وجود این خواهر و برادر، در طول داستان باتوجه به «شدّتِ شریّت» محسن ماجراهای بسیار جالبی را رقم می‌زند و‌ نمی‌گذارد خاصیت کمدی رمان لحظه‌ای کم‌رنگ شود.

3⃣ مادر و پدر محسن
4⃣ بی‌بی (مادر بزرگ محسن که با نام «بی‌بی» معرفی می‌شود.): اگر از قسمت طنز داستان که با حضور بی‌بی بسیار پر رونق شده است بگذریم، می‌رسیم به ماجرای حج خونین سال۶۶ که نویسنده بسیار ظریف به آن پرداخته است.
5⃣ کلیه‌ی همسایه‌ها (همسایه‌های مهاجر، یعنی کسانی که به علت جنگ به بجنورد نقل مکان کرده بودند را هم شامل می‌شود.): این همسایه‌ها شامل هر نوع شخصیتی که فکرش را بکنید می‌شوند! یعنی بین آن‌ها هم خوب است، هم بد، هم مفت‌خور، هم مردم‌آزار، هم مهربان و... .
6⃣ مدرسه و عوامل آن.
7⃣ دوستان محسن: ماجراهای خیلی خنده‌داری از عواقب هر کار محسن و دوستانش، مثل دروغ‌گویی، معرفت، اذیت و آزار دیگران، دزدی و.. را شامل می‌شود.
8⃣ دریا: محسن در یک نگاه عاشق دختری به اسم «دریا» می‌شود که برادرش «امین» با او دوست است. آن‌ها بخاطر جنگ از جنوب به بجنورد آمدند. ماجراهای این قسمت از داستانِ زندگیِ محسن بسیار آموزنده است.
9⃣ فامیل‌ها: نقش فامیل و ارتباط فامیلی در داستان، بسیار زیبا نگاشته شده است. یکی از این موارد، «دایی اکبر»، داییِ محسن است که در نقش سرباز فراری می‌باشد.

در نهایت محسن که پسربچه‌ای بسیار شر و زبان‌نفهم و به قول خودش «نفسوک» است، از همه‌ی این ماجراها که برایش اتفاق می‌افتد، درس می‌گیرد و به مرور و قدم به قدم با داستان بزرگ می‌شود و تحولات اخلاقی و رفتاری‌اش از اول تا آخر داستان کاملاً ملموس است.

 نکته‌ی جالب: مکالمات کتاب، به لهجه‌ی بجنوردی نوشته شده است. این قضیه در آخر رمان اینقدر عادی می‌شود که احتمالا تا مدتی با دوستان و آشنایانتان با لهجه بجنوردی صحبت می کنید. 

آبنبات هل دار
مهرداد صدقی
انتشارات سوره مهر
411 صفحه

saap.ir/@book_room
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۷ ، ۱۷:۱۶
کتابدار ..

خاطرات شفاهی «حاج حسین یکتا» از دوران کودکی تا پایان دفاع مقدس




این اثر به خاطرات حاج حسین یکتا، فرمانده قرارگاه فرهنگی خاتم الاوصیاء (ص) از دوران کودکی تا پایان دفاع مقدس پرداخته و برهه حضور وی در دفاع مقدس در این کتاب برجسته شده است.کتاب «مربع های قرمز»، عنوان سؤال برانگیزی است که جلد کتاب نیز بر اساس آن طراحی شده است.


 حاج حسین یکتا، در مقدمه خود بر این کتاب می نویسد: 


پنج سال می شد که قصد کرده بودم خاطراتم را مکتوب کنم. مخصوصا وقتی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه الله) مطلبی را مبنی بر ناتمام ماندن جنگ یک رزمنده تا نوشتن خاطراتش، فرمودند، برای نوشتن و نشر خاطراتم مصمم تر شدم. هر چه از رشادت همرزمانم و غربت و مظلومیتشان می دانستم در روایت گری هایم گفته بودم. با مکتوب کردن خاطراتم دنبال ناگفته ای از بچه ها بودم. دنبال سبک بندگی کردنشان، سبک عبادتشان، سبک رفاقتشان، دنبال سبک زندگی کردنشان در جنگ. سبکی که این روزها جایش بین جریان زندگی جوانان به شدت خالی است. 


امیدوارم این کتاب که تنها گوشه ای از جهاد همرزمانم در لبیک به ندای هل من ناصر امام خمینی (ره) نایب امام عصر (عج) است، مورد رضایت حضرتش واقع گردد و در روز حسرت، رفقای شهیدم دستم را بگیرند. رفقایی که در روزهای مصاحبه و بازخوانی خاطراتم، میان این ورق ها، دوباره دیدمشان، کنارشان جنگیدم، کمین کردم، سنگر گرفتم، زخمی شدم، نماز خواندم، خندیدم، شوخی کردم، بوسیدمشان، بوییدمشان و دوباره ایستادم و رفتنشان را نگاه کردم. دوباره تنها شدم. جانم از تنهایی و دلتتنگی پر است. از حسرت آسمان. 

امید که این کتاب پلی باشد میان من و رفقای شهیدم. پلی باشد برای همه تشنگان و جویندگان حقیقت. پلی باشد به آسمان.


گزیده کتاب:


سید مهدی من را روی زمین خواباند. تا تنم به خاک رسید، چشم هایم دوباره بسته شد. فقط گرمی بوسه اش را روی پیشانی ام حس کردم. دوید و از من دور شد. صداهای دور و برم کم رنگ می شد. در خلسه سنگینی فرو رفتم. نفهمیدم چقدر در آن حالت بودم که سرفه ای پرخون خیزاند و خواباندم. 

دوباره به جان دادن افتادم. روی زمین پا می کشیدم. با هر حرکت، چاله ای که زیر پایم درست شده بود، گودتر می شد. نمی دانم چند جان داشتم که خلاص نشدم. از هوش می رفتم و به هوش می آمدم. دوباره به التماس افتادم:


- خدایا غلط کردم گناه کردم!


مربع های قرمز

محمدحسین حسینی یکتا

اتشارات شهید کاظمی

544 صفحه


saap.ir/@book_room

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۷ ، ۱۷:۰۵
کتابدار ..