آستین خالی
همان یک دست کفایت می کرد
برای همه دعاهای عاشقانه ات
افسوس که من با این دو دست سالمم
باز دعاهایم از بین قنوتم
می ریزد پایین
به بهانه سالروز شهادت علمدار جبهه حق، حاج حسین خرازی چند کتاب از سبک زندگی اون بزرگ مرد در ادامه معرفی میشه
سرود صادقانه و عاشقانه سید مرتضی آوینی هم درباره حاج حسین خواندنیه:
مواظب باش... آن همه متواضع است که او رادر میان
همراهانش گم می کنی. اگر کسی او را نمی شناخت،
هرگز باور نمی کرد که با فرمانده لشگر مقدس امام
حسین(ع) روبروست... حاج حسین را ببین؛ او را از
آستین خالی دست راستش بشناس... جوانی خوش رو
مهربان و صمیمی، افسوس که چشم ظاهربین راهی به
سوی باطن اشیا ندارد، اگر نه، سجده ملائک را در برابر
عظمت او می دیدی. آنانکه درباره او سخن گفته اند بر
دو چیزش بیش از همه تاکید ورزیده اند: شجاعت و تدبیر
آقای مدیر: سیره مدیریتی شهید حاجحسین خرازی برگرفته از خاطرات همرزمان شهید | |||
ناشر: |
دارخوین |
||
پدیدآوران: |
محمد بلندیان |
||
معرفی کوتاه:در کتاب مصور حاضر، نگارنده به تشریح چگونگی مدیریت شهید «حاج حسین خرازی» میپردازد. روشی که در این کتاب انتخاب شده است، به این شکل است که در چهارفصل: «برنامهریزی»، «سازماندهی»، «رهبری»، «کنترل و نظارت» به موضوع مدیریت ایشان پرداخته شده است. در این کتاب تلاش شده است که در بیان نکات مدیریتی از آیات و یا احادیث ائمه معصومین و نیز بیانات رهبر انقلاب نیز استفاده شود و برای کاربردی کردن این نکات به نقل خاطرات و بیاناتی از آن شهید نیز پرداخته شده است. |

نامههای ناشناس: بر اساس زندگی شهید حسین خرازی | |
ناشر: |
امیرکبیر، کتابهای جیبی |
پدیدآوران: |
مرثا صامتی |
تعداد صفحه: |
104 |
در این کتاب، بخشهایی از زندگی شهید «حسین خرازی» در قالب داستان بیان شده است. کتاب حاضر، با هدف آشنایی نسل جوان با آرمانها، «اندیشهها»، مبارزات و از خودگذشتگیهای »حاج حسین» در دفاع از ایران و بیرون راندن دشمن از خاک این سرزمین تدوین شده است. نگارنده در این نوشتار میکوشد تا در قالب داستان، واقعیتهایی از زندگی و شخصیت شهید «حسین خرازی» را بیان کرده و طی شش نامه وی را به صورت کاملاً دقیق به مخاطب بشناساند. مشخصّة کتاب، بیان خاطراتی از «حاج حسین» در بخشهای مختلف از سوی نگارنده و ذکر سخنان موعظهگونه و پنددهندة این شخصیت در بالا بردن ایمان معنوی اطرافیان است.

قصه فرماندهان 5: پروانه در چراغانی - بر اساس زندگی شهید حسین خرازی
ن ناشر کتاب : سوره مهر | نشر شاهد
94 صفحه
مرجان فولادوند، پژوهشگر است و در این کتاب، زندگینامه حاج حسین (1365-1336)، از فرماندهان جنگ تحمیلی و د دفاع مقدس را گردآوری کرده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«اولی که قد بلند بود، ساک کوچک سرمهایاش را دست به دست کرد و رو به همراهش گفت: «قرآن داری؟»
جوان که کوتاهتر بود، با صورت آفتابسوخته و گونههای کودکانه و گرد گفت: «نه، برای چی؟»
اولی که کلافه بود و صدایش کمکم از عصبانیت اوج میگرفت، گفت: «که قسم بخوریم پسر خاله صدام نیستیم!»
بعد چند بار روی برگهای که در دست داشت زد و گفت: «اینهمه مُهر و امضا، بغداد که نمیخواهیم برویم.»
دژبان که کم سن و سال بود، با لباس مرتب نظامی، شلوار گتر کرده و پوتینهای براق با لحنی خسته که سعی میکرد جدی و بیاعتنا باشد، گفت: «باید برگهتان درست باشد. من مسئول اینجا هستم.»
جوان بلند قد که حالا از کوره در رفته بود، گفت: «وقتی تو کالسکه سوار میشدی، ما اینجا با تانکهای عراقی میجنگیدیم. حالا مقررات یادمان میدهی؟»
دومی ساکش را زمین گذاشت و آشتیجویانه و با حوصله دوباره توضیح داد: «اخویجان، این برگه تا همین دو س ساعت پیش درست بوده، حالا چه فرقی میکند سه ساعت صبح مرخصی باشیم یا سه ساعت عصر؟ دو قدم تا شهر میرویم و برمیگردیم. حمام اینجا که کفاره گناه است، نه حمام. یا ذاتالریه میکنی یا میسوزی.»
نصرتالله محمودزاده در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفته است:
"عقیق" زندگینامه داستانی شهید خرازی و براساس اظهارات همرزمان و سخنرانیهای شهید خرازی تدوین و مراحل ورود وی به جنگ و شکلگیری لشکر 14 امام حسین (ع) و موفقیتهایش بازگو شده اند.
دست هاشو داد
تا دست های ما رو بگیره
.....