کتابخانه عمومی شیخ عاملی شال

با کتاب خوب هم میشه پرواز کرد ................ مهمان ما باشید یک فنجان کتاب

کتابخانه عمومی شیخ عاملی شال

با کتاب خوب هم میشه پرواز کرد ................ مهمان ما باشید یک فنجان کتاب

کتابخانه عمومی شیخ عاملی شال

کتابخانه عمومی شال در سال 76 تاسیس شده و دارای بخش های متنوعی هست، شامل:
منابع کتابی در همه زمینه ها برای بزرگسالان- بخش های نوجوان، کودک، دیداری شنیداری، مرجع، کمک درسی، نشریات، استان شناسی، نوسوادان، تازه‌های کتاب و سالن‌های مطالعه

ساعات خدمات رسانی کتابخانه: 7:30 صبح تا 19 عصر

آدرس: بویین زهرا- شال- بلوار امام خمینی(ره)- روبروی مسجد جامع- کوچه شهید احمد سلیمانی
شماره تلفن: 2544 3441 028
ایمیل: shal.lib@chmail.ir
کانال ایتا: https://eitaa.com/shal_pl
اینستاگرام: ketabkhaneh_shahre_shaall

فوتبال و جنگ

يكشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۱۹ ب.ظ

« بازی که تمام شد، کسی حال و حوصله حرف زدن نداشت. از خجالت سرمان را انداختیم پایین. «ناصر» که کاپیتان بود، گفت:«حرف گوش نمی‌کنید. صدبار گفتم فوتبال هم مثل جنگیدن است. هر کس جای خودش باید درست بازی کند ولی به گوشتان نرفت که نرفت، این هم نتیجه‌اش!» پنج تا گل خورده بودیم.....» 


این متن، بخشی از کتاب فوتبال و جنگ زندگی داستانی شهید ناصر کاظمی از مجموعه قصه فرماندهان است.


ناصر کاظمی در خرداد 1335 در تهران متولد شد. در دانشگاه تربیت بدنی خواند و همزمان با تحصیل، به کار معلمی در مدارس جنوب تهران پرداخت. پس از شروع جنگ تحمیلی به مناطق غرب کشور اعزام می شود و به فرماندهی سپاه پاوه می‌رسد و سرانجام در 6 شهریور 1361 حین پاکسازی محور پیرانشهر ـ سردشت‌ به شهادت رسید.


محمود جوانبخت نویسنده کتاب «فوتبال و جنگ» در تدوین این کتاب مصاحبه‌هایی با برادر شهید کاظمی و همرزمان وی انجام داده است. همچنین از منابع مکتوبی که درباره #سرداران شهید استان تهران تهیه شده، به خوبی استفاده کرده است. او از زندگی شهید کاظمی 8 حادثه جالب و سوژه داستانی را کنار هم قرار داده است.


فصل‌های این کتاب عبارت اند از:

«پاهای خونی»، «حسادت»، «غریبه‌ها»، «فرماندار موفرفری!»، «توکل بر خدا»، «عینک آقای رئیس جمهور»، «فوتبال و جنگ» و «او هنوز زنده است» 


آخرین قصه این کتاب، خاطره یکی از دوستان کاظمی است. در این خاطره به زمانی اشاره می‌شود که وی برای سفر مکه برگزیده شده بود. ناصر کاظمی به وی پیشنهاد می‌کند به جای خودش به این سفر برود و می‌گوید: شاید تو مکه بروی و من پیش خدا بروم. صبح روزی که دوست کاظمی آماده اعزام به مکه می‌شود خبر شهادت وی را از رادیو می‌شنود.


فوتبال و جنگ

به قلم محمود جوانبخت

انتشارات سوره مهر

56 صفحه

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۲۷
کتابدار ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی